جنگ عليه فراموشی
پاتريشيو گازمن - فرناندو سولانا
در این نوشته، مصاحبه ۱۱سپتامبر ۲۰۰۴ نشريه تله راما، با فرناندو سولانا و پاتريشيو گازمن -دو فيلم ساز برجسته امريکای لاتين- را میخوانيم.
* تله راما: چه پـُلــی مشابهت های دو جانبهی شيلی و آرژانتين را به هم مرتبط میسازد؟
- فرناندو سولانا: فیلم مستند "سالوادور آلنده" ساخته ی پاتريشيو گازمن و فیلم من به سختی قابل طبقه بندی کردن است. آن ها آثاری آزاد و مستقل هستند. در فیلم او [سالوادور آلنده]، لحظات عاطفی با وقایع تاریخی در هم آمیخته شده اند که بیش تر اندیشه ی یک شهروند شیلیایی را نشان میدهد تا یک بیوگرافی عینی و واقعی؛ وگرنه خیلی چیزها کم داشت...
- پاتريشيو گازمن: درسته. من فيلم [سالوادور آلنده] را از زبان شخص بازگو کردم، چرا که دوست داشتم خاطرات شخصی ام در مورد آلنده را به ياد بياورم. اين، ساختاری احساسی، متنوع، تاريخی و تاثير گذار است. من در آن زمان خيلی جوان بودم. در ميان جمعيت بودم و او روی بالکن بود. من شخصن آلنده را نشناختم؛ بنابراين مجبور به بهره گيری از ذهنياتم شدم. به اين ترتيب روايت محدود میشود، اما من اين ريسک را دوست دارم. فکر میکنم در اين فيلم، حضور آلنده کاملن محسوس است. من و فرناندو سولانا روش هایی مشابه را دنبال میکنیم. ایده هایی یکسان داریم؛ اما بیانمان خیلی متفاوت است. فیلم او، "قتل عام اجتماعی" [در ۲۰۰۴] رساله ای کاملن مستند، مستدل و افشاگرانه ی با عظمت از تراژدی آرژانتین است.
- فرناندو سولانا: من نمی خواستم یک «هجونامه» بسازم؛ بنابراین کمی در مسیر "ساعت دوزخ" اولین فیلم مستندم ماندم. آمریکای لاتین در آن زمان در جوش و خروش بود. قسمت اول از تبی معترض نشات میگرفت که به هیچ وجه در "قتل عام اجتماعی" یافت نمیشود. من این فیلم را به سرعت نساختم. این فیلم آمیزه ای از وقایع و تفکرات در مورد تاریخ میباشد. با ارزیابی سیاست نئولیبرال دهه ۹۰، به نظر میرسد که یک "قتل عام اجتماعی" واقعی صورت گرفته است.
* تله راما: آیا کشورهای امریکای لاتین در موقعیتی هستند تا با آن چه از آن ها در مورد تاریخ اخیرشان پنهان شده، آشتی کنند؟
- پاتريشيو گازمن: دوره ی گذار، کـُنــد و ناقص است. دوران آلنده، تعداد بیشماری موضوع، برای رُمان، نمایش نامه و فیلم مهیا ساخت. کـَند و کاو در این گذشته، یک ضرورت است. اما مطمعنن قشر سیاسی، عمیق شدن در چنین فعالیت ذهنی را نمی پسندند؛ بنابراین نارضایتی ِ جمعی ِ عظیمی به وجود می آید: آلنده نزدیک به پنج میلیون حامی داشت! ملتی عاشق. این مردم چه شدند؟ بسیاری از همکاران سابق آلنده، امروز در دولت، مشغول به کارند. سیاست مداران برای رهایی یافتن از پینوشه، با نظامیان سازش کرده اند و سعی دارند به سمت دموکراسی حرکت کنند. اکنون کشور از این نسیان، رنج می برد.
- فرناندو سولانا: بايد عليه فراموشی، جنگيد. چه کسی فراموش می کند؟ همه ی مردم. متوجه ايت. "کارلوس منم" در سال ۱۹۹۱، این جا بود، در پاریس؛ و دکترای افتخاری اش را از "سوربن" دریافت کرد! جامعه ی بین الملل از آرژانتین یک باند بازی واقعی ساخت، بدبختی ِ ملت ما، نتیجه ی، همین تاراج است. اقتصاد "نئولیبرال" که خواسته ی صندوق بین المللی پول (I.M.F) بود به اخراج میلیون ها نفر انجامید... از این به بعد آن ها چه می خورند؟ خاک! این تهاجم اقتصادی بیش تر از جنگ، کشته بر جای می گذارد. این ها همه جنایاتی است که بر علیه بشریت و در زمان صلح، انجام می شود.
* تله راما: استقبال از فیلم ها یتان چه طور بود؟
- فرناندو سولانا: در آرژانتین یک شوک واقعی بود. برخی به شدت از آن حمایت کردند، اما رسانه ها، تسلیم بازار فروش شدند. تلویزیون آن را نادیده گرفت؛ علاوه بر این در آنجا، سالن های سینما بسیار گران است. خوشبختانه، "قتل عام اجتماعی" در مجموعه سالن هایی معقول تر، در سالن های موسسه ی ملی سینما، پخش شد. وزیر آموزش و پرورش، آن را به عنوان یک فیلم موثر و جذاب آموزشی اعلام کرد. یک معلم توانست تقریبن مجانی شاگردانش را در چهارچوب یک برنامه ریزی تحصیلی به آن جا ببرد.
- پاتريشيو گازمن: در شيلی کاملن متفاوت است. هنوز در مورد سينما قانونی وجود ندارد و دولت، هيچ گاه، در انتشار يک فيلم مشارکت نمی کند، بهطوری که "سالوادور آلنده" [۲۰۰۴] هيچ وقت اکران نشد. فيلم من، اولين فيلم مستند شيليايی، با گزينش رسمی در فستيوال کـَن است؛ اما سه توزيعکننده که در فستيوال حضور داشتند، فرصت بردن اين فيلم ها را برای اکران نداشتند! کانال های تلويزيون هيچ وقت، هيچ يک از مستندهای مرا نشان نداده است. من در نزاعی دايمی با آن ها هستم. هر ساله در سالروز مرگ آلنده، صحنه هايی از نبرد شيلی را می دزدند و با آن هر چيزی را که می خواهند، القا می کنند.
* تله راما: فکر می کنيد، کارگردانان ديگر نيز بتوانند راهی را که شما گشوده ايد، در پيش بگيرند؟
- پاتريشيو گازمن: نسل جديد کارگردانان شيليايی، جست و جويی دوباره برای يافتن ِ خاطراتشان را شروع کرده اند؛ مستندی راجع به جامعه، بازداشتگاهی که خودم هم در آن زندانی بودم، راجع به خواننده، "ويکتور خارا" که هواخواهان سياسی پينوشه او را کشتند و يا "پابلو نرودا" که او نيز از آلنده، حمايت می کرد... اين فيلم ها در شيلی، تنها در فستيوال فيلم های مستند که در سالن ِ کوچکی در سانتياگو آن را برگزار می کنم، به نمايش گذاشته می شوند. اين اعتراض، تنها رابطه ای است که با شيلی امروز دارم. من باز گشته ام تا در آن جا زندگی کنم.
فرناندو سولانا: در آرژانتين نيز، موج جديدی از مستند سازان ظهور يافته اند. در ابتدای دهه ی ۹۰، دانشجويان سينما رويايی جز تبديل شدن به تارانتينوی محلی نداشتند. فيلم ساختن از واقعيت قديمی شده بود! سپس بحران بر تحرکات اجتماعی، اين سنت مستند سازی قديمی را بيدار کرد. در کشور ما، سانسور، کارگردانان را به سوی به تصرف درآوردن واقعيت يعنی ربودن آن سوق می دهد؛ به اين صورت "قتل عام اجتماعی" يک مستند است؛ اما من هميشه گفته ام که اين، بزرگ ترين خيال پردازی من است؛ چرا که من در واقعيتی ساختگی، تخيلی، زندهگی می کرده ام. من مجبور بودم تا تلاشی برای شناسايی هويت و جست و جويی در واقعيت و تاريخ انجام بدهم.
* تله راما: و حالا؟
فرناندو سولانا: من در حال آماده سازی دومين مستندم هستم. راجع به آرژانتينی هايی که مقاومت کرده اند و در مقابل بيکاری و فقر ايستاده اند. اين فيلم از تجربيات محکم، سرگذشت ِ هم بستگی ها و دروغ های اجتماعی، تغذيه خواهد شد. اين دو فيلم با هم تصويری از آرژانتين به وجود خواهند آورد. بعد از اتمام آن، به موضوعی ديگر می پردازم.
پاتريشيو گازمن: اميدوارم به زودی مستندی ديگر، راجع به شيلی بسازم. من ميلی به پرداختن به موضوعی ديگر ندارم.
زير نويس :
- نام چند فيلم از هر دو کارگردان در Filmography
- در نوشته بعدی، مجدد توضيحی درباره تقسيم بندی سينمای اول، دوم و سوم خواهم داد.

