دکتر ژیواگو
Name: Doctor Schiwago (Zhivago)
Written by: Boris Pasternak
Directed by: David Lean
در وبلاگی که مخصوص تاريخ هست (History Buff) در حال بررسی انقلاب روسيه هستم. در گوشه ای از آن متن، نوشته بودم "... کاملن مشخص هست که بد گویی های بوریس پاسترناک در رمان دکتر ژیواگو (که جایزه نوبل سال ۱۹۸۵ به آن اثر تعلق گرفت) اراجیف بی اساس و موهومی بوده که وی حتا در یخ گشیی های خروشچف، نتوانست برای دریافت جایزه از شوروی خارج شود. ..."
من از یکی از نظرات هایی که در حاشیه آن متن نوشته شد، به اين نتيجه رسيدم که درباره فیلم دکتر ژیواگو بايد بيشتر توضيح بدم. البته این احتمال که آن عزیز، به این خاطر متوجه تحریف تاریخ بودن فیلم نشده بوده، که اصلن نوشته ام را نخوانده، نظر اش را نوشته بوده، احتمال قويی هست. ولی دليل نمی شود که در اينجا درباره آن فیلم، توضيحی ندهم.
- تحریف چیست ؟
در فيلم می بينيم تعداد زیادی کارگر به شکل يک راهپيمايی مسالمت آمیز جلوی ساختمان مجلس دوما جمع می شوند، و سپس در حال برگشتن، سواره نظام به سمت مردم حمله می کند و چیزی در حدود ده - دوازده نفر زخمی یا کشته می شوند. در حالی که در زمان واقعه یکشنبه خونین (۲۲ ژانویه) مجلس مشورتی دوما وجود نداشته؛ و سربازان در مسیر راهپیمایی (به قصر زمستانی تزار) به طرف جمعیت آتش گشوده و جمعیت بسیار زیادی از کارگران در این واقعه کشته شدند نه مانند فيلم، تعداد اندکی در مسیر برگشت.
- تاریخ چیست؟
در ماه ژانویه سال ۱۹۰۵ خبر شکست خفت آور نیروهای تزار در جنگ با ژاپن و سقوط بندر "پرت آرتور" آتش نارضایی ها را در داخل روسیه دامن زد و نخستین موج اعتصابات کارگری در پایتخت آغاز شد. روز یکشنبه، بیست و دوم ژانویه، صد هزار کارگر اعتصابی، در یک راهپیمایی اعتراضی مسالمت آمیز به سوی کاخ زمستانی تزار حرکت کردند. آنان خواهان پذیرفتن نمایندگان خود از طرف تزار بودند. اما در نزدیکی کاخ زمستانی، قزاق ها و نیروی سواره نظام گارد امپراطوری، راه آنها را سد کردند و سربازان به طرف تظاهر کنندگان آتش گشودند. در این واقعه که به "یکشنبه خونین" معروف شد، بیش از ۱۳۰ نفر به قتل رسیدند. به موجب آمار رسمی که از طرف حکومت تزار اعلام شد ۹۲ نفر کشته و چند صد نفر زخمی شدند. ولی آماری که از طرف سازمان های کارگری و گروههای مخالف رژيم منتشر شد، تعداد کشته ها را چندين هزار نفر قلمداد می کرد. یکشنبه خونین، نقطه عطف مهمی در تاریخ روسیه بود و موجب اعتصاب در سراسر روسیه گشت. بهطوری که از فوریه سال ۱۹۰۵ تا نوامبر همین سال، قریب سه میلیون کارگر در پایتخت و شهرهای بزرگ روسیه دست به اعتصاب زدند. تزار نيکولای دوم، در ۱۹ اوت ۱۹۰۵ (به توصیه عده ای از مشاوران خود) طی فرمانی تشکيل يک مجلس مشورتی به نام "دوما Douma" که قدرت قانونگذاری نداشت، را اعلام کرد و ۷۲ روز بعد، فرمان انحلال دوما را صادر نمود. در سال ۱۹۰۷ دومین مجلس دوما آغاز به کار کرد که تزار در ۱۶ ژوئن فرمان انحلال دومای دوم را نیز صادر کرد.
- تحریف چیست ؟
در فيلم از انقلاب فوریه ی ۱۹۱۷ و تا انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ چيزی ديده نمی شود. آنچنان اشاره ای به درخواست عمومی برای شروع مذاکرات صلح نمی شود. اصرار حکومت تزار (و همچنين دولت موقت) برای ادامه جنگ، در يک پيرمرد سوار بر اسب خلاصه شده است. در فیلم ضعف نيرو های نظامی روسيه، نه ضعف لوجيستيکی و نه ضعف فرماندهی نيست، بلکه دخالت "بلشويک Bolshevik" تلقين می شود!! حال آنکه حقيقت چيزی ديگر است.
- تاریخ چیست؟
شعار انقلابی دهقانان «نـان، زمـیـــن و صـلـــح» بود. صـلـــح، خواسته ای که در فيلم به آن پرداخته نمی شود. جنگ جهانی اول نيز نقطه عطفی در تاريخ روسيه بود. تزار در طول سه سال، پانزده ميليون نفر را به جبهه های جنگ فرستاد که بيش از ۹ ميليون نفر آن زخمی، کشته يا اسير شدند. مشکل روسيه در اين جنگ، علاوه بر ضعف فرماندهی، دخالت افراد ناآگاه به فنون نظامی در عمليات جنگی، تدارک تجهيزات و مواد عذايی بود (به اصطلاح نظامی ضعف لوجيستيکی). جبهه جنگ، هزاران کيلومتر با منابع تدارک نيروهای روسيه فاصله داشت و راه آهن روسيه کشش کافی برای رساندن ملزومات جنگی و مواد غذايی ميليونها سرباز روسی را نداشت. مشکل ديگر تزار در جنگ، اختلاف شديد بين وزير جنگ (ژنرال سوخومیلانوف) و فرمانده کل قوای روسيه (گراندوک نیکلا نیکلایوویچ) بود؛ که سرانجام تزار گراندوک نيکلا برانگيخته را برکنار کرد و در ۱۴ سپتامبر ۱۹۱۵ تزار تصميم گرفت خودش فرماندهی قوای روسيه را در جنگ بهعهده گرفت. در فوریه ی ۱۹۱۷ دولت موقت سوسیال دمکرات بر روی کار آمد. اما دولت موقت نیز با درخواست عمومی برای شروع مذاکرات صلح سر باز زد و به حضور و شرکت روسیه در جنگ ادامه داد. و سربازان همچنان با پیشروی آلمان ها قتل عام می شدند.
- تحریف چیست ؟
در فيلم از دخالت مستقيم ساير کشورها در اينجاد جنگ داخلی، تنها به گفته شدن يک جمله اکتفا می شود! و در طول فيلم، جنگ داخلی را، پاکسازی دولت بلشويک نشان می دهد. و همچنين دلیل کاهش توليدات کشاورزی و محصولات صنعتی، ناياب شدن مواد سوختی و از کار افتادن قطار ها عنوان نمی شود.
- تاریخ چیست؟
گوشه ای از "بخش اول بررسی انقلاب روسیه" از وبلاگ History Buff :
... در پیآمد امضای قرار داد صلح لیتووسک و تقسیم دوباره مالکیت های اراضی، به گونه ای اجتناب ناپذیر، جنگی داخلی با ماهیتی بسیار خشونت آمیز درگرفت، که سرانجام بلشویکها در آن به پیروزی رسیدند. استقلال طلبان و ضد انقلابیون ارتشی معروف به ارتش سفید را تشکیل دادند، متفقين با اينکه هنوز بهشدت گرفتار جنگ در جبهه غربی بودند، واحدهایی را برای متوقف ساختن ارتش سرخ به روسیه فرستادند. ایالات متحده نیز به دستور پرزیدنت ویلسون (Wilson) به این حرکت پیوست و پـانـزده هـزار سرباز آمریکایی را به سیبری روسیه فرستاد تا در محاصره اقتصادی شرکت کند و به تامین اسلحه برای نیروهای ضد بلشویک بپردازند. دولت بريتانيا، ويليام سامرست موام (W.S. Maugham) را در ماموريتی مخفی، با بودجه ای نا محدود، به پتروگراد فرستاد، دستور اين بود: "روسيه را در حالت جنگ نگهدارد و با كمك نيروهای دولتی، بلشويكها را از رسيدن به قدرت باز دارد". انگليسیها به نفت قفقاز چشم طمع دوخته بودند، ژاپنیها می خواستند سر پلی در خاور دور در خاک آسيا بيابند، فرانسویها به اوکراين و گندم آن طمع داشتند و امريکايیها خواهان دست اندازی به اقتصاد سراسر روسيه بودند. اين کشور ها، همچنين با حمله به دره دون و سیبری، اسيران جنگی چک و اسلواک را نجات داده و عليه بلشويکها تجهيز کردند. اما همانطور که قبلتر نیز نوشتم با وجود این مداخلات، ارتش سرخ پیروز شد. ولی اين پيروزی، لطمات و صدمات شديدی به روسيه وارد آورد. محاصره متفقين راه ورود هر نوع آذوقه از خارج را بسته بود. توليدات کشاورزی يکباره کاهش يافت و محصولات صنعتی به يکهفتم ميزان قبل از جنگ رسيد. مواد سوختی ناياب شد و قطار ها از کار افتادند. قحطی هفت ميليون نفر را از بين برد. ...
- چرا بعد از انقلاب اکتبر، جنگ داخلی رخ داد ؟
ُرزا لوکزامبورگ جواب اين پرسش را داده:
خواست های انقلاب به تحقق دموکراسی سياسی محدود نشده و معطوف مساله ی حساس سیاست بین المللی، یعنی خواستاری صلح بلافاصله نیز شد. در عین حال انقلاب، توده ی ارتشی را نیز در بر می گرفت که خواستار همین صلح بلافاصله بودند. و همچنین توده های دهقانی را شامل می شد که مساله ی ارضی را مطرح می کردند. و این مساله ارضی، از ۱۹۰۵ به بعد، همواره یکی از محورهای اصلی ی انقلاب شمرده می شد. پس، انقلاب با دو خواست اساسی روبرو بود: «صلح بلافاصله» و «زمین»؛ و طبعن، همین دو خواست بودند که موجب شکاف داخلی در جبهه ی انقلابی نیز شدند. چرا که، از یکسو، خواستاری ی صلح بلافاصله در تخالف آشتی ناپذیر با تمایلات امپریالیستی بورژوازی لیبرال قرار داشت، که "کیلوکوف" سخن گوی آن بود، و از سوی دیگر، مساله ارضی چشم اندازی هولناک را در برابر شاخه ی دیگر بورژوازی، یعنی زمین داران محلی، قرار می داد، و در عین حال، نمایش گر حمله به نقطه ی ضعف کل طبقه ی مالک، یعنی اصل مقدس مالکیت خصوصی به طور اعم بود. بدین سان، در نخستین روز پس از پیروزی ی انقلاب، مبارزه ای درونی، بر حول دو مساله ی «صلح» و «زمین» آغاز شد. از یکسو بورژوازی ی لیبرال به تاکتيک «طول دادن» و «به روی خود نیاوردن» متوسل شد، و از سوی ديگر، توده های زحمتکش ارتشيان و دهقانان بيش از پيش بر فشار خود افزودند.
در اين نکته جای ترديد نيست که سرنوشت سوسيال دموکراسی ی جمهوری ی روسيه، به دو مساله ی صلح و زمين پيوند خورده بود. طبقات بورژوا، گرفتار در امواج طوفانی ی انقلاب و دوشادوش انقلابيون، تا پذيرش رژيم جمهوری راه آمده بودند. اما اکنون برای متوقف کردن انقلاب، به پشت سر نگريسته و در ميان مخالفان انقلاب به جستجوی پشتيبانی به منظور سازمان دادن به يک ضد انقلاب برخاسته بودند. يعنی آشکارترين نمونه های اين جرايان را بايد در قيام قزاق های "کالدین" عليه "پیترزبورگ" دانست. اگر اين حمله موفق می شد، نه تنهل دو مساله ی صلح و زمين منتفی بودند، بلکه در مورد آينده ی رژيم جمهوری نيز اميدی وجود نداشت. آينده ی گريزناپذير پی آمده از پس چنين واقعه ای [موفقیت قيام قزاق های کالدین]، بی شک ديکتاتوری ی نظامی بود و برقراری حکومت وحشت عليه پرولتاريا، و عاقبت، بازگشت سلطنت به روسيه.
- توضيح پايانی:
بيننده ی اين فيلم لازم است، در طول تماشای اين فيلم، به اين نکته که در سراسر فيلم دکتر ژیواگو، سعی می شود اطلاعات های زيادی (که خلاف حقيقت هستند) را به بيننده تلقين شود، توجه داشته باشد. مانند اين نکته که پايان شرکت روسيه در جنگ را، «خروج داوطلبانه ی نيرو های روسی» اعلام می کند و چيزی درباره امضای قرار داد صلح لیتووسک گفته نمی شود. و همچنين مانند اين نکته که پيش از انقلاب اکتبر، در روسیه چیزی به عنوان گرسنگی نبوده است!! حال آنکه اين نکته با هدف راهپيمايی آغاز فيلم کاملن در تضاد است! (و همچنین با حقیقت). در حالی که اکثر دهقان ها هر چقدر هم سخت تلاش می کردند، با کار توانفرسا روی زمین، شغل موقت در شهرهای اطراف و غیره، از فقر خود بکاهند، در بهبود شرایط خود موفقیت چندانی به دست نمی آوردند. قيمت يک جفت کفش معادل سه ماه دستمزد يک کارگر عادی بود. و در انتها شعار انقلابی دهقانان را که بیان کننده مصیبت آنها بوده، را مجدد مرور می کنیم.
« نـان » ، « زمـیـــن» ، « صـلـــح »
مورسو روکانتن
زير نويس :
- در وبلاگ History Buff، به بررسی انقلاب روسیه ادامه خواهيم داد.


aval inke kheili tabrik migam !
dovvom inke webloge kheili bahalie !
sevom ham inke shado movafagh bashi !
:-) (Comment this)
2. eshtebahaat dictation ziyadi darad: mesl e zakhmi ke ba zad neveshteEed! esrar nadashte bashid ke ghalat benevisid!!!!! (Comment this)
توضيحاتت خيلي خوب بود..ممنون بابت نوشتن و جمع آوري اين اطلاعات (Comment this)